Archive for آوریل, 2008

آوریل 4, 2008

مسعود عزیزم از کجا برات بگم از کجا شروع کنم و به کجا ختمش کنم ؟
چیزهایی که تو میپرسی خیلی سخته و من شدم حکایت اون کوری که یه کور دیگه داشت هدایتش می کرد .  مسعود من خودم به شخصه یه روانشناس دارم به نام الگا که هروقت که چهار دیواری میخورم دیوار هیچکی را  کوتاه تر از اون نمی بینم …دعوا میکنیم نارحت می شیم از  دست هم دیگه بحث میکنیم اما در اخر نتیجه مثبته و یه چیزی یاد میگیرم
خیلی کمک های روحی و فکری بهم کرده هیچ وقت نظرش را به تحمیل نمیکنه اما کمکم میکنه تا بتونم واقعا فکر بکنم فکر منطقی و وقتی نتیجه گرفتیم پشتم هست تا به اون چیزی که میخوام برسم .
و اولین روانشناسم هم ماریا نامی بود که خدا خیرش بده اونم خیلی لطف ها به من کرد و هر کجا هست خدایا به سلامت دارد که صد قافله دل همراهش  هست
سر حافظ به سلامت که هر چی دارم از حضرتش دارم ..بگذریم
اما چرا میگم روانشناس :
قصه این ادم که خودمون باشیم خیلی دور و درازه و ایضا پر پیچ و خم
با همه پیچ  خمش اما فرمول داره اون فرموله جواب تمام این دعواهاس
و روانشناش یک ریاضی دانه واسه مشکلات ما یه معلم ریاضیه که میتونه با پیدا کردن فرمول با دادن فرمول و دیدن مشکلاتمون تو اون فرمول جوابش را زودتر پیدا کنیم یا جواب را تو دستمون داشته باشیم و ندونیم که داریمش و اون انگشت میذاره روش که ایناهاش جوابت .
همیشه گفتم مسعود جان ..مشکلاتی که واسه ما بزرگترین مشکل دنیاست واسه یکی دیگه شاید جک باشه فقط زاویه دیدت باید عوض بشه
فکر کنم تو مثنوی معنوی باشه اما به هر حال یه داستان مشهوره که چند نفر را وارد یه اطاق تاریک کردند و ازشون خواستند فیلی که تو اون اطاق بود را فقط لمس اون بگن یه فیل چه شکلیه جون دلم برات بگه یکی گفت فیل یه چیزه پهنه مثل تخت اخه به پشتش دست زده بود یکی دیگه گفت فیل مثل باد بزن میمونه اخه به گوشش دست زده بود دیگران هم یکی به ستون ..و چیزای دیگه تشبیه کردند مشکل این بود که همه درست میگفتن اما درست نمیگفتن ..درست بود اما درست نبود !!!!
از دریچه دید متفاوت نگاه کردن یا از دریچه نگاه کردن یا از سوراخ نگاه کردن و یا از فضای باز نگاه کردن همه اینها بی نهایت متفاوت با هم هستن و بزرگ ترین مشکل می دونی مسعود کجاست ؟ اینه ما فکر میکنیم مشکل ما بزرگترین مشکل دنیاست !!!!
و بدتر اینکه فکر میکنیم حق هم با ماست !!!
من بار ها مسعود بهت گفتم حرف زدن و مطرح کردن مشکل اگه هیچ نتیجه ای هم که نداشته باشه حد اقل ادم خالی میشه و البته اینکه باید بدونه ادم کجا خودشو خالی میکنه
عشق محبت بابا مادر خواهر برادر دوستان خوانواده و فامیل درد بی کسی و تنهایی یا شاید بی هویتی عدم اعتماد به نفس  کمبود های متفاوت که تو زندگی هست و هدف زندگی که چرا وجود داریم و زندگی می کنیم کار اتفاقات روزمره شرم از چیزی یا غرور به خاطر چیزی و درک نشدن از طرف نزدیک ترین ها به انسان ویا تحقیر کردن ادم ها و خیلی از این جور چیزها که برای ادم پیش می اید خودش دلیل هست تا ادم بره پیش رواشناس یا از تجربه افرادی که روانشناسی خوندن بهره ببره تا بتونه مشکلاتش را حل بکنه
مسعود اینجا روانشناس برای من مجانی هست و تو ایران هم میدونم میتونی با دوست شدن با استاد های دانشگاهت هم با اونها رفت و امد کنی و صحبت کنی و لذت ببری و هم مشکلاتت را با کسی در میان میذاری که از تو فهمیده تر است و میدونه چه جوری میتونه کمکت کنه
و همیشه یادت باشه مسعود همیشه تا میتونی با ادم ها بهتر از خودت بگرد  . بهتر اما چیه ؟
میخواب بری کوه نوردی با اونی دوست شو که راهنماست و با تجربه تر
تو دانشگاه بگرد اونهایی که درسشون بهتره یا با استاد هات دوست شو فقط کافیه اعتماد به نفس داشته باشی و برای خودت و کسی که هستی احترام قایل باشی و اونوقت همه همون حس را نسبت به تو دارن
نمیشه تو خودت را کوچکتر از دیگران بدونی و دیگران بزرگ تر فرضت کنن تا وقتی اول از خودت شروع نکنی نمیشه مسعود جان
مسعود ادم وقتی با ظعیف تر از خودش دوست میشه فقط باید بده .باعث پر تر شدن طرف مقابل میشه اما خودش کم میشه شاید بگی از من که چیزی کم نمی شه ؟ میشه مسعود وقتی زمان داره میره جلو و همه دنیا به نحوی داره میره جلو. ایستادن ما و تماشا کردنمون یعنی ضرر چون تاوان همین ایستادن و تماشا کردنت را وقتی که دنبال زندگی دویدیم پس خواهیم داد
اما این یعنی چی یعنی ما هیچ وقت به دیگران کمک نکنیم ؟
کمک به دیگران خوبه اما نه همیشه
باید تا اونجا برسی که بتونی از کمکی که میکنی سودی هم بگیری یعنی اگه معلم باشی درامدت را هم داری به جامعه هم خدمت میکنی یا دکتر یا ..
یا اینکه باید بده بستون باشه بهنظر من بیش از 99 در صد دوستی ها هم  بر اساس همین بده بستون  هست حالا باید با یه چشم باز نگاه کنیم  و ببینیم او چیزی که تو این معامله که دوستی اسمش هست داد و ستد میشه چیه که مفت نفروشیم
و همچنین نه اونقدر گرون که واسمون مشتری پیدا نشه و نتونیم خودمون اون چیز هایی را میخواهیم  را بخریم
ظاهرا لفظ کلام خیلی سخت شده و زشت برای برادر عزیزم که ایده الیسم هست
اون دنیایی که مسعود تو برام تصورش کردی و توضیح دادی دقیقا همون چیزیه که انجیل و تورات و قران و بقیه کتاب یا دانشمندان یهش میگن بهشت .
جایی که ادم ها امنیت دارن همه همدیگه را دوس دارن فراوانی هست استراحت هست شادی هست …هدف تمام ادیان براورده کردن همان ارمان شهری هست که تو برام گفتی مسعود جان اما ما کجا و اون  مدینه فاظله ای که گرگ کنار بره میچره !!!!
مسعود جان تنها راه اینه که بدونی چی میخوای ؟ چی یا کی هستی ؟چطور فکر میکنی ؟ چه جور شخصیتی داری ؟ و بعد که این ها را فهمیدی اول به ساختن کمبود هات برسی بعد به رشد دادن قابلیت ها و استعداد هات .یا هم هر دوتا را موازی انجام بدی از بودنت لذت ببری و وقتی خودت را شناختی میتونی اون جاهایی که ضعف داری را کامل کنی یا لااقل از کنارشون بگذری یا دورشون بزنی و از نقطه ای قوتت با اعتماد به نفس با شهامت استفاده کنی و اینو هم بدونی که انسان خداست انسان افریننده هست
فقط تو بخواه تا بشه اراده کن دست دراز کن و بردار و قتی با ایمان به توانایی کاری و با دانش اون کار و خواست اون کار دل به کاری بستی مطمئن باش موفقی
شب و روزت خوش و بدون اینجا دلی واسه تو  و بابا و مامان و شهلا و پیمان می تپه